تبليغاتX
پرستو
 
   

 

پرستو
 خدایا آنکه در تنها ترین تنهایی ها تنهای تنهایم گذاشت در تنها ترین تنهایی هایش تنهای تنهایش نگذار

فرهاد صمیم

یک نوای حزن آلود به گوش می رسد
یادم امد که این صدا.
زمزمه سال های متمادی
از زندگی من در کنج غربت است
هر روز به یاد وطن
دلم هزار بار هزار تکه میشود .
هر بهار در انتظار آمدن خبری از دیار خود هستم
امّا افسوس که باد صبا هم اسیر
دیو پلید اسارت گشته .
من چه کنم ؟
چگونه مرزها را بشکافم؟
،فاصله ها را بر دارم؟
تا بوی خاک متبرک وطنم را
استشمام کنم؟ .
اه خدایا..........................
زندگی چقدر زیبا تر بود....
.اگر آوارگی نبود...............


» 2/20/2011 - 3/20/2011
» 1/21/2011 - 2/19/2011
» 11/22/2010 - 12/21/2010
» 5/22/2010 - 6/21/2010
» 12/22/2009 - 1/20/2010
» 11/22/2009 - 12/21/2009
» عکسهای رومانتیک تقدیم به دوستان خوبم
» ولنتاین بر عاشقان مبارک
» تا شقایق هست زندگی باید کرد
» مادر
» دوستت دارم
» خوش امدید دوستم
» فقط بخاطر تنهاعشقم
» خاطره ها
» هيچ وقت عاشق نشو
» اشک
 

 
 
 

ولنتاین بر عاشقان مبارک 12 Feb 2011
 

 

No poems no fancy words I just want the world to know that

I LOVE YOU my

Princess with all my heart.

Happy Valentine's Day

روزوالنتاین

روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) عیدی در روز ۱۴ فبروری و در بعضی فرهنگ‌ها روز ابراز عشق است.این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.تاریخچه کامل و دقیق والنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می‌دانیم با افسانه درآمیخته‌است.امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده‌است که حداقل سه قدیس به نام والنتین وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده‌اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند.

در سده سوم میلادی در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلاودیوس دوم (Claudius II). کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلاودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً ۴۰ سال پس از دوران کلاودیوس دوم یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، والنتین را دستگیر و زندانی کرد. کلاودیوس به منظور منصرف ساختن والنتاین از باور خویش، به زندان و به استقبال وی شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد. این در حالی بود که والنتاین نیز به گونه‌ای متقابل کوشید تا کلاودیوس را به آیین مسیحیت فراخواند؛ امری که موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حکم به اعدام وی داد. هنگامی که والنتاین در زندان به سر می‌برد، یکی از زندانبانان دختری نابینا داشت که به زندان می‌آمد به تفصیل با وَلِنتَین سخن می‌گفت و درست پیش از آن که والنتاین به اعدام محکوم گردد، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: ««از طرف والنتاین ِ تو» (From Your Valentine)» امضاء کرده‌است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای والنتاین مشاهده می‌شود.پس سوال خلق میشود چه در دین مسحیت و یا اسلام و دینهای دیگر و یا غیر دین عشق امروز معنای واقعی دارد


 

 
 
 

تا شقایق هست زندگی باید کرد 27 Nov 2010
 

در بین جنگل نزیک دریا

با هم بنشینیم تنهای تنها

  لبخند

 

 لبخند زدی، لبت، سَبدی گل بغل گرفت

 زنبورعشق ازلب قندت عسل گرفت

 

دستت به آب بردی و دریا ز هوش رفت

 عکس رویت ازانطرف ماه و زحل گرفت

 

اصلی ترین ستاره ی شبتاب روی توست

 گرکهکشان گرفت همه اش بدل گرفت

 

خورشید نوشت برلبت تفسیر عشق را

 عالم به لِست عشق خود، نامت اول گرفت

 

طرز نگاه تو دیگرجرم است بعد ازین

 این نو اراده ، قانون بین الملل گرفت

 

 دریک نگاه ، ابرویت دستش دراز کرد

 تیرو کمان به خاطر جنگ و جَدَل گرفت

 

لبهات پر ازشکوفه ای باغ ترانه هاست

 نامت، همه به سرخط ِ شعر و غزل گرفت



 

 
 
 

مادر 23 Nov 2010
 

مردي مقابل گل فروشي ايستاده بود و مي خواست دسته گلي براي مادرش که در شهر ديگري بود سفارش دهد تا برايش پست شود.
وقتي از گل فروشـي خارج شد، دختري را ديد که روي جـدول خيابان نشستـه بود و هق هق گريـه مي کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد: دختر خوب، چرا گريه مي کني؟
دختر در حالي که گريه مي کرد، گفت: مي خواستم براي مادرم يک شاخه گل رز بخرم ولي فقط 75 سنت دارم در حالي که گل رز 2 دلار مي شود. مرد لبخندي زد و گفت: با من بيا، من براي تو يک شاخه گل رز قشنگ مي خرم.
وقتي از گل فروشي خارج مي شدند، مرد به دختر گفت: "مادرت کجاست؟ مي خواهي تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خيابان اشاره کرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روي يک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

مرد دلش گرفت، طاقت نياورد، به گل فروشي برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مايل رانندگي کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

سلطان قلب مادر

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري
را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش
بود
.پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت
شب مرا از خواب بيدار كردي؟*

*مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع
شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط
خواستم
بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه
دل مادرش را شكسته بود تا صبح
خوابش نبرد ,
صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل
خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با
شمع نيمه
سوخته يافت... ولي مادر ديگر در اين
دنيا نبود .*
 

امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار

شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد

 
اگه مادرت،هنوز زنده هست،
فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی :
: مادر دوستت دارم
 

ای مادر عزیز

باز آمدم بپرسش حال تو اي مادر عزیز
اي مادري كه هر نفسم گفتگوي تست
باز آمدم كه بوسه زنم برمزار تو
اي مادري كه هر نفسم گفتگوي تست
***
باز آمدم كه شكوه كنم از غم فراق
وز بانگ ناله، روح ترا با خبر كنم
مادر! غم تو همنفسم شد بجاي تو
با اين غم بزرگ ، چه خاكي بسر كنم؟
***
جان پسر فداي تو، اي مادر عزيز
كي داني از فراق ، چها بر پسر گذشت؟
هر لحظه اي كه در غم مرگت ز ره رسيده
با سوز آه آمد و با چشم تر گذشت
***
غمخانه است سينه ي من در فراق تو
آنكس كه هست از غم من باخبر، خداست
آگه نبودم از غم بي مادري، ولي ـــ
مرگت پيام داد كه: بي مادري بلاست
***
وقتي ز دست ما و نماند از براي ما
غير از غمي ، شكسته ودلي، جان خسته اي
تو مرغ جاودان بهشتي شدي ولي ـــ
داند خدا كه پشت پسر را شكسته اي
***
مادر! بخواب خوش ، كه زيادم نميروي
جانم فداي تو ، منزل مباركت
مادر بخواب ، كعبه ي من خاك كوي تست
قربان خاك كوي تو ، منزل مباركت

 

 

 

 
 
 

دوستت دارم 20 Jun 2010
 


ای خدا Hard دلم Format مکن

Field من را خالی از برکت مکن

Option غم را خدایا On مکن

File اشکم را خدایا Run مکن

Delete کن شاخه های غصه را

سردی و افسردگی را ، هر سه را

Jumper شادی بیا تا Set کنیم

سیستم اندوه را Reset کنیم

نام تو Password درهای بهشت

آدرس Email سایت سرنوشت

تا نیفتد Bug در اندیشه مان

تا که ویروسی نگردد ریشه مان

ای خدا از بهر ما ایمن فرست

بهر دل های پرآتش Fan فرست

ای خدا حرف دلم با کی زنم

Help می خواهم که F1 می زنم


 

 


 

 
 
 

خوش امدید دوستم 23 Dec 2009
 

 

 

 

 

 


 

 
 
 

فقط بخاطر تنهاعشقم 18 Dec 2009
 

 

آهسته ورق بزن ای دوست

به خدا هر گلامش یادگاری اوست

 

دوستی اتفاق است..جدایی رسم طبیعت است

طبیعت زیباست .نه به اندازه زیبایی حقیقت

حقیقت تلخ است.نه به تلخی جدایی

جدایی تلخ است .نه به تلخی تنهایی

 

 

بخود گفتم بس از چندی فراموشت کنم کردم

به اندوه وجدایی ها هم اغوشت کنم کردم

اگر میخواستی رسوا کنی مارا در عالم

اگر میخواستم چون شعلهخاموشت کنم کردم

بس از ان ارزو مندی/که در بی داشت نا امیدی

دلم میخواست در مرگم سیه بوشت کنم کردم

مرا در عشق تو درمان/ندارد جز فراموشی

دلم میخواست هم این را فراموشت کنم کردم

 

 


 

 
 
 

خاطره ها 18 Dec 2009
 

روزی صدای محزون عشق را از اعماق قلبم شنیدم

و شیرینترین لحظات زندگی ام را در کعبه حقیر عشقم حس کردم

و کوله بار خستگی ام را به دست فراموشی سبردم

و با یک زنجیر محبت عشق را با صداقت اشتی دادم

که تا بتوانم عاشقانه بگویم

تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده!

 هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد  گريان مکن.

 قلبت را خالي نگه دار

اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت  جاي دهي

سعي كن كه فقط يك نفر باشد.

 به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم

. زیرا  كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نیاز دارم.

تمام لحظه ها یادت به ذهنم شور می زند          

به شام تار تنهایی نگاهت نور می ریزد

به من سر می زنی هر شب نرم و لطیف و رویایی 

تو را حس می کنم ای جان تو در هر گوشه پیدایی

تو باید خدا باشی که پاک و بی ریا هستی

تو آن شهزاده ی عشقی که در افسانه ها هستی

مرا با خود ببر ای دل ببر تا لحظه های دور

ببر تا لحظه های آبی ببر تا سرزمین دور

دوستت دارم

 دوستت دارم دوستت دارم

بيش تر از معناي واقعي كلمه دوست داشتن!

دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق!

دوستت دارم باتمام وجودم، با احساس پر از محبت 

دوستت دارم بيش تر از آن چه تصور مي كني!

نمي دونم ...

 

خانه ام وقتی که می آیی تمامش مال تو

هر چه دارم غیرتنهایی تمامش مال تو

ضرب آهنگ غزلهایم صدای پای تو

این صدای پای رویایی تمامش مال تو

عشق من عشق زمینی نیست باور کن عزیز

عشق من عشق اهورایی تمامش مال تو

 


 

 
 
 

هيچ وقت عاشق نشو 18 Dec 2009
 

 

زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود 

زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود 

زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود 

زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود 


زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود 

زیباترین تنهاییم گریه برای تو بود 

زیباترین اعترافم عشق تو بود

 


  • کاش قلبم درد تنهایی نداشت

    سینه ام هرگز پریشانی نداشت

    کاش برگ های آخر تقویم عشق

    حرفی از یک روز بارانی نداشت

    کاش میشد راه سخت عشق را

    بی خطر پیمود و قربانی نداشت

  •  

  • دلم برسید از بروانه یک شب

    چرا عاشق شدن درد عجیبست

    ویادم هست تو سکبار این را

    ز یک دیوانه برسیدی و رفتی

    ترا به جان گل سوگند دادم

    فقط یک شب نیازم را ببینی

    ولی در باسخ این خواهش من

    تو مثل غنچه خندیدی و رفتی

    تو مثل یک گلی سرخ وفا دار

    کنار خانه رویدی و رفتی

    کنار دیدگانت چشمه بود

    و من در بای چشمه تشنه ماندم

    تو بی انکه ببرسی این عطش کیست

    ز اب چشمه نوشیدی و رفتی


  •  

     
     
     

    اشک 18 Dec 2009
     

    هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود

     اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست

     كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است

     كه دستهاي تورابگيردولي قلب تورالمس كند

     بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي

    و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد

    بشنو صدایم را   وقتی که از کرانه های ناپیدا صدایت می کنم و نامت را می خوانم

    بشنو صدایم را   وقتی که در تنهایی مبهم پس کوچه های زندگی فریاد می زنم

    بشنو صدایم را   تا شاید پاسخی باشد بر زمزمه های تنهایی قلبم

    بشنو صدایم را   و مرا دریاب که در ثانیه های پرابهام زندگی دچار تردیدم

     

    پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو.

    .. گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟

     با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز

     پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود

     گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست

    بـــذار بـــــاور کـــنم تنــــهای تنـــهام          

     نمی خوام با کسی غیر از تو باشم

    می خوام از خوابی که لحظش یه ساله         

     بـــرای دیـــدن روی تــــو بـاشـــم

    اگـه تـــــو بــاشــــی و دنیـــا نـباشــــه           

    می شه  با تو  هم دنیا رو حس کرد

    همــــــــه دنیا بیــــاد و تــــــو نباشــی          

     دلــم دق مــی کنه با این هـــمه درد

    تمــــوم زندگیــم رو زیــرو رو کـــــن           

     که بی تو دلخوشی هــام هــم گناهــه

    خـــودت بـــاش و منـــو دیونــگی هام          

     فقط با تـــو دل مـــن  رو به راهــــه

    بـــــذار باور کنــــم اینـــو که بــا عشق         

    حقیقــت مــی شــه تو افســانه باشـــه

    مــی شــه افســانه هــا رو زنــدگی کرد        

     اگه حـــق بــا منـــه دیـــوانه بــاشــه

    از پنجره ی خیس چشمانم ،
    به جاده های دور غربت نظر می کنم
    و تو را می نگرم با کوله باری از سالهای سوگناک تنهایی ،

     با حرف های نگفته ی بسیار ونگاهی به کنج تاریک قفس که در روشنایی صمیمی آن حک شده بود:
    " تو "

    غربت غمناک دستهایت ر ا، به دستهای مشتاقم بسپار،
    که دیریست چشم به راهِ آمدنت ، نگاهم به جاده های غبارآلود خشکیده است
    از نگاه امید ناکت بگو،که در کنج دلتنگ قفس،آن سوی میله ها را غریبانه می نگریستی،
    و از آسمانی بگو، که در فراق دو بال اوج پروازت ، عاشقانه ، تنها بود
    آسمان خلاء یک پرواز بی پروا،
    و من بی تو فصل های دلتنگی را می گذرانم


     

     
     
     

    مسافر 18 Dec 2009
     

    تو رفتی و ماندم تک تنها ای مسافر

    با این همه درد و غمی پهنا ای مسافر

    رفتی ز منم رفت همه دار و ندارم

    جا ماندم به بحر همه غم ها ای مسافر

    دنبال تو آیم ولی هرگز نتوان یافت

    من خسته و فرسوده به صحرا ای مسافر

    دستان نوازشگرت آسان ز سرم رفت

    بیچاره شدم آه... به خدا ای مسافر

    شاکی ز کی باشم زخودم یا که ز روزگار

    که تو را گرفت از من مه زیبا ای مسافر

    همه گویند که خوبان نکنند وفا هرگز

    انتها دیدم و گویم بی وفا ای مسافر

    تو کجایی ای مسافر فرصتی دیگر به من ده

    که کنم سرمه به چشمان خاک پاها ای مسافر

    شاید بتوان گفت که از داغ فراقت

    تکمیل نمایم غزلم را ای مسافر

    به خدا قسم که هرگز نکنم تو را فراموش

    به گمان اینکه هستم قرین رویا ای مسافر

     

     روز جدايي بود از غم گريه کرديم تا لحظه آخر مادام گريه مي کرديم

     وقتي جدا شد از سرشانهايت من تازه فهميدم که باهم گريه مي کرديم

     اشک توراماننداشک خود پاک مي کردم که بغضمان شکست دوباره گريه کرديم

    حال پشيمان نيستيم از عشق بلکه حسرت به دل که چرا کم گريه کرديم

    شکايت از زمانه درچه ساعتها که سرگردان به ساز مرگ رقصيديم

    گرچه رفتی از برم اما  فراموشم مکن

    با غمت ای اشنا هر شب هم اغوشم مکن

    همچو موج اشک از دریای چشمم با مکش

    در بی خود چون حبابیخانه بر دوشم مکن

    در دلم نقش هزاران داغ عشق مرده است

    بیش از این در یوگ عشق خودسیه بوشم مکن

    من زسوز اشتیاق تو/سرا با سوختم

    باز با طوفان بی مهریتخموشم مکن

    فرهاد

    وه چه سرد و سوت و کور امد بهار

    از زمستان هاي دو رآمد بهار

    آه آه اي بلبل گم کرده راه

    خون منه در چشم من از بغض آه

    وه در اين غربت چه مي خواهد زمن

    اين بهار بي گل بي ياسمن

    آه اي زخم زمين بر دوش من

    جنگل سرخ شقايق پوش من

    کوهها آيينه ي آتشفشان

    بين ما و آسمان صد کهکشان

    شب ز شوق شمعداني سينه پر

    روز از ترس پري آيينه پر

    در سکوتستان هوش شاخه ها

    پچ پچ گل زير گوش شاخه ها

    بال باران سايه بر گل مي گشود

    رزق گلدان را مقرر مي نمود

    مابه سمت نامرادي مي رويم

    تشنه لب وادي به وادي مي رويم

    لاله ها آواز عصيان مي دهند

    اسب ها درجلگه هاجان مي دهند

    لاله ي اين خاک در خون پرپراست

    دختر اين ايل يک چشم تراست

    ميکشدمارا و مي کاهد زما

    اين شب قطبي چه مي خواهد زما



     

     
     
     

    تنها صداست که ميماند 18 Dec 2009
     

    خسته شدم از این عشق

    خسته شدم از این عشق.از اینهمه نشستن واز عشق نوشتن

    از اینهمه فکر کردن و قلم شکستن .دیگر نمیخواهم از عشق بنویسم

    از احساس که نه اغازش معلوم هست و نه بایانش.

    و نه امیدی برای دل بستن به ان.ورسیدن به ان

    کفشهایم رامیبوشم وبیرون میروم.به صحرا

    جایی میشود که با سکوتش به خدا نزدیک شد

    وبا چشم دوختن به یک گل خودرو زندگی را لمس کنم

    شاید بتوانم باعشق ورزیدن به ان که همیشه هستو خواهدماند

    سر رشته این افکارم را قطع کنم

     

    خدایا عشق  را دیدی چها کرد  مرا با رنج و غمها اشنا کر

    شبی او را   برسیدم چو قدس  ولی با عهد و احساسم جفا کرد

    همی بنداشتم  او بهترین است  ولی مجنون دیگر را صدا کرد

    برای خنده اش خندیدم از شوق  برای گریه اش اشکم نوا کرد

    همی  دانم  او  نامهربان  بود     مرا در قعر تنهایی رها کرد

    اینجا جنگل است
    این جنگل از آن من است
    اسم درختانش غم است
    با یاری اشکهایم
    دریای میسازم
    با یاری درختهایم
    قایقی میسازم
    من هنوز از سمت غروب
    قصه امید را با تمام وجود گوش
    میدهم مقصدم روشن نیست
    میخواهم چون فروغ از شب بگذرم
    به سمت امیدت پارو میزنم
    شاید پشت دریا دستانی باشند
    تا یاری دستانم باشند
    قلبم چون کویری بی آب
    بارها از تشنگی شکسته است
    اما من دریا را
    قایق را
    قصه امید تو را
    مدام برایش میخوانم

         

    وقتی که دیگر نبود
    من به بودنش نیازمند شدم .

    وقتی که دیگررفت
    من به انتظار آمدنش نشستم .

    وقتی که دیگرنمی توانست مرا دوست بدارد
    من او را دوست داشتم .

    وقتی که او تمام کرد
    من شروع کردم ...

    وقتی که او تمام شد...
    من آغاذ شدم .

    و چه سخت است تنها متولد شدن
    مثل تنها زندگی کردن است
    مثل تنها مردن !!!
     


     


     

     
     
     

    دوستت دارم 18 Dec 2009
     

     من عشق را در تو

    تو را در دل

    دل را در موقع تپیدن

    وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

    من غم را در سکوت

    سکوت را در شب

    شب را در بستر

    وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

    من بهار را به خاطر شکوفه هایش

    زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو

    دوست دارم

    من دنیا را به خاطر خدایش

    خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

    بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم

     بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،

    چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم،

     چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد

    ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن

     بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم

     اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن،

     قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی

     ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم

     اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم

     اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم


     

     
     
     

    اغاز کسي باش که پايان تو باشد 18 Dec 2009
     

     

    براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

    براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

    براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

    براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

    براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

    براي عشق جان خودت رل بده ولي جان كسي را نگير.

    براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

    براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

    براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

    براي عشق خودت باش ولي خوب باش

    اگه عاشق هستی به عشقت احترام بگذار تا هميشه برایش عزيز بماني

    فرقي نميكنه كي باشه و چي باشه

     حتي يك گل هم احساس داره و احساس آدم ها را درك ميكنه.

    تقديم به آن مهرباني كه گفت دوست خوب بايد

     چه خصوصياتي داشته باشه

    هر چند که دور از تو وه بیش دیگرانم

    هر جا که روم نام تو اید به زبانم

    اری بخدا بی تو نتوان زیست

    نادیدن روی تو تحمل نتوانم

    احوال تو از خط قشنگ تو بجویم

    هر روز به راه منتظر نامه رسانم

    هر جا که روم یاد تو میکند این دل

    در قلب منی گرچه میان دیگرانم

     

    عشق ورزیدن به کسی که لیاقت دوست داشتن را ندارد اسراف محبت است

    محبت کن مهربانی کن اما به کسی که لیا قتش را دارد

    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بود شمعي در غم پروانه اي

     روشن و تنها به فکر چاره اي

     شاپرک پروانه اي در فکراو

     آتشي در جان او افکنده بود

     درد پروانه ز درد شمع بود

     شمع هم از درد پروانه فروزان گشته بود

     

    وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن

    به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد

    نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم

     گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

     


     

     
     
     

    عشق رنگين 18 Dec 2009
     

    خیال انگیز و جانبرور چو بوی گل سرابایی

    نداری جز تو این عیبی که می دانی چه زیبایی

    مشو ان ماه حجت نیست بزم عاشقانترا

    میان شاخه های گل مشو بنهان تو بیدایی

    اگر مجنون میداری دل اشفته ما را

    به داغ دل نشیننانرا مکن خاموش تو شیدایی

    چرا بيهوده می كوشی كه بگريزی ز آغوشم

    از اين سوزنده تر هرگز نخواهی يافت آغوشی

    نمی ترسی، نمی ترسی، كه بنويسند نامت را

    به سنگ تيره گوری، شب غمناك خاموشی

     

    بيا دنيا نمی ارزد باين پرهيز و اين دوری

    فدای لحظه ای شادی كن اين رؤيای هستی را

    لبت را بر لبم بگذار كز اين ساغر پر می

    چنان مستت كنم تا خود بدانی قدر مستی را

     

    مرا افسون چشمانت ز ره برده است و می دانم

    كه سرتاپا بسوز خواهشی بيمار می سوزی

    دروغ است اين اگر، پس آن دو چشم رازگويت را

    چرا هر لحظه بر چشم من ديوانه می دوزی

    فرهاد



     

     
     
     

    زندگی این است 18 Dec 2009
     

    ای کاش اسمان حرف کویر را می فهمید

    واشک خود را نثار کوههای خشک نه می کرد

    ای کاش اواز حقیقت انقدر بر لب صمیمی بود

    که برای بیان کردنش به من و تو نیاز نه بود

    ای کاش دلها انقدر خالی بودند که دع ها قبل از پایان امدن دستها مستجاب می شد

    ای کاش مهتاب بر کوچه هایئ تاریک شب اشنا تر بود

    ای کاش بهار انقدر مهربان بودکه باغها را به دست بی رحم خزان نه می سپرد

    ای کاش فریاد انقدر صدا بود مه سرعت سکوت را نه می شکست

    ای کاش در فانوس غصه ها لبخندیبه معنی داغ عشق اشک گم نه می شد

    وبلاخره مرگ معنی عاطفه را می فهمید

    فرهاد

     


     

     
     
    » فارسي بهنویس
    » اموزش کمپیوتر
    » اموزش
    » خط نستعلق
    » تبدیل تاریخ
    » گفتگو بااستاد
    » تینای پیک
    » فتو فونیا
    » اسلاید شو عکس
    » میکس imikimi
    » فریم برای عکس
    » کد ساعت وب
    » فری دانلود
    » میهن دانلود
    » تک دانلود
    » دانلود ها
    » اورکت
    » پاک کردن از لیست یاهو
    » ترفند یاهو
    » تک بوک دانلود کتاب
    » پی30 دانلود
    » کتاب های صوت انگلیسی
    » برای عکس
    » دانلود کتاب
    » دیکشنری انگلیسی فارسی
    » اموزش زبان نروژ به انگلیسی
    » پاتوق دانلود
    » فری دانلود
    » فریم عکس
    » ترفندستان
    » میکس و روتوش انلاین
    » فتوشاپ انلاین
    » funny photo
    » تبدیل ارز پول ها
    » البوم شخصی
    » دیکشنری انلاین
    » سریال نارویجی
    » زیر نویس فیلم ها
    » دیکشنری فارسی به فارسی
    » زیر نویس فیلم فارسی
    » فیم های اسیایی
    » گرامر زبان انگلیسی
    » ساخت نوشته آتشین
    » فتوشاپ وکتور
      RSS 2.0  

    Weblog Themes By Blog Skin
     

    خرید شارژ

    فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

    تفریح و سرگرمی

    دانلود